چگونه بحران اقتصادی و فرهنگ ذائقه ایرانیان را تغییر می‌دهد؟
ورود اقتصاد فرهنگ به عصر جدید؛

چگونه بحران اقتصادی و فرهنگ ذائقه ایرانیان را تغییر می‌دهد؟

حسین امیری
۱ شهریور ۱۴۰۵

فشار اقتصادی در ایران دیگر فقط در کوچک‌شدن سبد خرید مواد غذایی، کاهش مصرف کالاهای بادوام یا افت قدرت خرید خانوارها دیده نمی‌شود. افزایش شدید هزینه‌های ضروری، اکنون پرسش مهم‌تری را درباره سبک زندگی ایرانیان مطرح کرده است: وقتی درآمد واقعی خانوار کاهش می‌یابد، کتاب، سینما، تئاتر، موسیقی، گردشگری، آموزش و سرگرمی چه جایگاهی در سبد هزینه باقی می‌گذارند؟ این شرایط، بحران اقتصادی و فرهنگ را به موضوعی فراتر از رابطه ساده میان گرانی و کاهش خرید تبدیل کرده است.

به گزارش نماد اقتصاد، برای بررسی رابطه میان بحران اقتصادی و فرهنگ باید از رفتار اقتصادی خانوار آغاز کرد. خانوار زمانی که با افزایش سریع قیمت کالاهای ضروری مواجه می‌شود، ناچار است میان هزینه‌های مختلف اولویت‌بندی کند. افزایش سهم غذا، مسکن، حمل‌ونقل و سایر هزینه‌های ضروری، فضای مالی کمتری برای مخارجی باقی می‌گذارد که امکان حذف یا به تعویق انداختن آن‌ها وجود دارد.

بحران اقتصادی و فرهنگ؛ وقتی اولویت‌های خانوار تغییر می‌کند

رویترز در گزارشی درباره وضعیت اقتصادی ایران اعلام کرد تورم سالانه در جولای ۲۰۲۶ به ۶۶ درصد رسیده و شاخص قیمت مصرف‌کننده نسبت به سال ۲۰۲۵ حدود ۸۷.۹ درصد افزایش یافته است. در همین گزارش، تورم مواد غذایی ۱۲۸ درصد اعلام شده و نمونه‌هایی از تغییر الگوی خرید خانوارها، از جمله کاهش مصرف برخی مواد غذایی گران‌تر، ارائه شده است.

آسوشیتدپرس نیز با استناد به روایت‌های میدانی از تهران گزارش داد که برخی خانوارها در واکنش به کاهش قدرت خرید، کالاهای مختلف را از سبد مصرف خود حذف کرده‌اند و هزینه‌های مربوط به تفریح نیز در این فرآیند تحت فشار قرار گرفته است.

این داده‌ها یک نکته مهم برای تحلیل بحران اقتصادی و فرهنگ دارند: مصرف فرهنگی در خلا اتفاق نمی‌افتد. خانوار ابتدا باید هزینه‌های ضروری خود را تامین کند و سپس درباره هزینه‌هایی مانند خرید کتاب، رفتن به سینما، تئاتر، کنسرت، سفر یا سرگرمی تصمیم بگیرد.

بنابراین هرچه فشار هزینه‌های ضروری افزایش پیدا کند، احتمال بازنگری در مخارج اختیاری نیز بیشتر می‌شود؛ هرچند شدت این تغییر در میان گروه‌های درآمدی مختلف یکسان نیست.

مصرف فرهنگی؛ هزینه‌ای که در برابر تورم آسیب‌پذیر است

داده‌های هزینه و درآمد خانوار ایران، تفریح و فرهنگ را به‌عنوان یکی از گروه‌های مصرفی خانوار در کنار بخش‌هایی مانند غذا، مسکن، آموزش، ارتباطات و حمل‌ونقل ثبت می‌کند. پژوهشی منتشرشده در مجله «Scientific Reports» نیز با استفاده از داده‌های طرح هزینه و درآمد خانوار مرکز آمار ایران در دوره ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۳، این گروه را در ساختار مصرف خانوارهای ایرانی بررسی کرده است.

اهمیت این داده در آن است که نشان می‌دهد بحران اقتصادی و فرهنگ را نمی‌توان تنها با بررسی فروش یک محصول فرهنگی تحلیل کرد. باید دید سهم فرهنگ از کل هزینه خانوار چگونه در کنار تغییر سهم کالاهای ضروری حرکت می‌کند.

با این حال، منابع موجود برای سال ۲۰۲۶ هنوز داده جامع و تفکیک‌شده‌ای درباره میزان کاهش خرید کتاب، تعداد تماشاگران تئاتر، مصرف موسیقی، سفرهای فرهنگی و پرداخت برای سرگرمی دیجیتال در اختیار نمی‌گذارند. بنابراین نمی‌توان بر اساس افزایش تورم به‌تنهایی اعلام کرد که مصرف فرهنگی همه خانوارهای ایرانی کاهش یافته است.

آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت، افزایش فشار بر مخارج اختیاری است؛ فشاری که در صورت تداوم می‌تواند ساختار مصرف فرهنگی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

کتاب در رقابت با هزینه‌های ضروری

کتاب یکی از نمونه‌های قابل‌توجه برای بررسی بحران اقتصادی و فرهنگ است. خرید کتاب مستلزم پرداخت مستقیم است و خانوار در شرایط کاهش درآمد واقعی می‌تواند خرید آن را به تعویق بیندازد.

در عین حال برای اثبات کاهش فروش کتاب در سال ۲۰۲۶ به داده‌های رسمی و جدید بازار نشر نیاز است. منابع بررسی‌شده چنین داده جامعی ارائه نمی‌کنند و از این رو نمی‌توان رقم مشخصی برای افت خرید کتاب اعلام کرد.

با این حال، منطق اقتصادی مسئله روشن است: هنگامی که هزینه مواد غذایی، مسکن و سایر نیازهای ضروری با سرعت بالایی افزایش پیدا می‌کند، سهم درآمد باقی‌مانده برای کالاهای اختیاری کاهش می‌یابد. این فشار برای خانوارهای کم‌درآمد شدیدتر است، زیرا بخش بیشتری از درآمد آن‌ها صرف نیازهای ضروری می‌شود. مطالعات مرتبط با آثار توزیعی تورم در ایران نیز بر آسیب‌پذیری بیشتر خانوارهای کم‌درآمد در برابر افزایش هزینه‌های زندگی تاکید کرده‌اند.

در نتیجه، کتاب و تورم را باید نه صرفا از منظر افزایش قیمت کتاب، بلکه از منظر رقابت کتاب با سایر اقلام موجود در سبد هزینه خانوار بررسی کرد.

سینما؛ آیا مخاطب همه هزینه‌های فرهنگی را حذف می‌کند؟

تجربه بازار سینمای ایران نشان می‌دهد رابطه میان فشار اقتصادی و مصرف فرهنگی الزاما خطی نیست. بر اساس گزارش رصدخانه دیداری‌شنیداری اروپا درباره بازار فیلم جهان، سینمای ایران در سال ۲۰۲۳ با افزایش قابل‌توجه تعداد بلیت‌های فروخته‌شده مواجه شد. تعداد بلیت‌های فروخته‌شده به ۲۸.۲ میلیون عدد رسید که بیش از دو برابر سال قبل بود و درآمد گیشه نیز به ۱۱.۶ تریلیون ریال افزایش یافت.

این داده نشان می‌دهد حتی در اقتصادی که با مشکلات ساختاری و فشار بر قدرت خرید مواجه است، برخی محصولات فرهنگی می‌توانند مخاطب قابل‌توجهی جذب کنند.

در عین حال این داده مربوط به سال ۲۰۲۳ است و نمی‌توان آن را مستقیما به وضعیت سال ۲۰۲۶ تعمیم داد. فاصله زمانی و شدت گرفتن فشار تورمی در سال‌های بعد، ضرورت استفاده از داده‌های جدیدتر را افزایش می‌دهد.

از این منظر، سینما و قدرت خرید باید با سه متغیر تعداد مخاطبان، قیمت بلیت و درآمد واقعی خانوار هم‌زمان بررسی شوند. افزایش درآمد اسمی سینما به‌تنهایی نمی‌تواند نشان دهد که دسترسی واقعی خانوارها به سینما افزایش یافته است.

آیا سرگرمی دیجیتال برنده بحران می‌شود؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های مربوط به بحران اقتصادی و فرهنگ این است که آیا کاهش هزینه‌های فرهنگی پولی می‌تواند به افزایش تقاضا برای محتوای دیجیتال منجر شود.

در ظاهر، محتوای دیجیتال می‌تواند گزینه‌ای کم‌هزینه‌تر برای اوقات فراغت باشد؛ اما برای اثبات اینکه خانوارهای ایرانی در سال ۲۰۲۶ به‌طور گسترده از کتاب، سینما یا تئاتر به محتوای دیجیتال مهاجرت کرده‌اند، داده‌های کافی در منابع بررسی‌شده وجود ندارد.

با این حال، نقش زیرساخت دیجیتال در زندگی اقتصادی و اجتماعی ایران قابل توجه است. رویترز در گزارشی درباره بازگشت اینترنت پس از یک خاموشی طولانی، از وابستگی قابل‌توجه کسب‌وکارها و کاربران ایرانی به ارتباطات آنلاین خبر داد. این گزارش همچنین نشان داد اختلال در اینترنت به فعالیت اقتصادی برخی کسب‌وکارها آسیب زده است.

بنابراین می‌توان گفت اقتصاد دیجیتال ظرفیت مهمی برای تغییر شیوه مصرف فرهنگ دارد، اما نباید از این ظرفیت به‌عنوان مدرکی قطعی برای تغییر ذائقه فرهنگی استفاده کرد.

از مصرف پولی تا مصرف ارزان‌تر

اگر بحران اقتصادی و فرهنگ را از زاویه رفتار مصرف‌کننده بررسی کنیم، مسئله فقط کاهش مقدار مصرف نیست؛ بلکه شیوه پرداخت نیز اهمیت پیدا می‌کند.

خانواری که توان پرداخت برای چند فعالیت فرهنگی را ندارد، ممکن است انتخاب خود را محدود کند و تنها برای محصولی هزینه کند که بیشترین ارزش سرگرمی یا فرهنگی را از نگاه وی دارد. در چنین شرایطی، تخفیف، اشتراک، محتوای رایگان و گزینه‌های کم‌هزینه می‌توانند اهمیت بیشتری پیدا کنند.

در عین حال این تغییر احتمالی نباید با یک واقعیت آماری اثبات‌نشده اشتباه گرفته شود. برای اینکه بتوان گفت ذائقه فرهنگی ایرانیان به سمت محتوای کوتاه، رایگان یا دیجیتال حرکت کرده است، باید داده‌هایی درباره زمان مصرف، نوع محتوا، میزان پرداخت و تغییر رفتار کاربران در اختیار باشد. از این رو، مصرف سرگرمی در ایران نیازمند پایش هم‌زمان بازارهای حضوری و دیجیتال است.

بحران اقتصادی و فرهنگ؛ مسئله فقط حذف نیست

یک برداشت ساده از رابطه بحران اقتصادی و فرهنگ این است که با کاهش درآمد واقعی، مصرف فرهنگی کاهش می‌یابد، اما ممکن است اتفاق پیچیده‌تری رخ دهد.

ممکن است خانوار بخشی از هزینه‌های فرهنگی خود را حذف، اما بخش دیگری را حفظ کند. ممکن است خرید کتاب کاهش یابد ولی مصرف محتوای دیجیتال افزایش پیدا کند؛ یا سفرهای گران‌قیمت کاهش یابد اما سرگرمی‌های خانگی افزایش پیدا کند.

در چنین شرایطی،«میزان مصرف فرهنگ به‌تنهایی شاخص مناسبی برای سنجش تغییرات نیست. نوع مصرف، کانال دسترسی، قیمت محصول و گروه درآمدی مصرف‌کننده نیز اهمیت دارند. به همین دلیل، ذائقه فرهنگی ایرانیان را نمی‌توان صرفا از روی فروش اسمی محصولات فرهنگی سنجید.

شکاف طبقاتی در دسترسی به فرهنگ

یکی از مهم‌ترین پیامدهای احتمالی بحران اقتصادی و فرهنگ می‌تواند افزایش تفاوت میان گروه‌های درآمدی باشد. خانوارهای پردرآمدتر ممکن است حتی در دوره تورمی همچنان بخشی از هزینه‌های خود را به کتاب، آموزش، سفر، سینما یا سرگرمی اختصاص دهند. در مقابل، خانوارهایی که بخش بزرگی از درآمدشان صرف غذا و مسکن می‌شود، با محدودیت بیشتری در این زمینه مواجه خواهند شد.

مطالعات مربوط به اثر توزیعی تورم در ایران نیز نشان داده‌اند که افزایش قیمت‌ها اثر یکسانی بر گروه‌های درآمدی ندارد و خانوارهای کم‌درآمد به دلیل ساختار هزینه خود، آسیب‌پذیری بیشتری دارند.

اگر این روند ادامه پیدا کند، فرهنگ در شرایط بحران ممکن است بیش از گذشته به مسئله دسترسی اقتصادی تبدیل شود؛ یعنی یک محصول فرهنگی واحد برای گروهی از جامعه هزینه‌ای معمولی و برای گروهی دیگر هزینه‌ای غیرضروری تلقی شود.

این مسئله از منظر اجتماعی اهمیت دارد، زیرا کاهش قدرت خرید تنها مقدار مصرف را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند فرصت دسترسی گروه‌های مختلف جامعه به آموزش، سرگرمی و محصولات فرهنگی را نیز متفاوت کند.

صنایع فرهنگی در برابر مصرف‌کننده حساس به قیمت

تداوم بحران اقتصادی و فرهنگ می‌تواند مدل کسب‌وکار صنایع فرهنگی را نیز تحت فشار قرار دهد. اگر قیمت محصولات فرهنگی افزایش یابد، بخشی از مخاطبان ممکن است از بازار خارج شوند. اگر تولیدکننده برای حفظ مخاطب قیمت را کاهش دهد، درآمد او تحت فشار قرار می‌گیرد. در نتیجه، صنعت فرهنگ با یک دوگانه دشوار حفظ قدرت خرید مخاطب یا حفظ درآمد تولیدکننده روبه‌رو می‌شود.

در چنین شرایطی، مدل‌های اشتراکی، تخفیف، بسته‌های خانوادگی و عرضه دیجیتال می‌توانند از نظر تجاری اهمیت بیشتری پیدا کنند؛ اما میزان موفقیت هر یک از این مدل‌ها در ایران به شرایط هر صنعت و داده‌های واقعی بازار وابسته است.

برای صنعت نشر، سینما، تئاتر، موسیقی و گردشگری نیز نمی‌توان یک نسخه واحد ارائه کرد. ساختار هزینه، قیمت محصول، میزان جذابیت محتوا و امکان جایگزینی آن با گزینه‌های دیگر در هر بازار متفاوت است.

آیا بحران اقتصادی واقعا ذائقه فرهنگی را تغییر داده است؟

پاسخ به این پرسش هنوز قطعی نیست. شواهد موجود به‌روشنی از تشدید فشار اقتصادی، افزایش هزینه‌های ضروری و محدودتر شدن فضای مالی خانوارها حکایت دارند. با این وجود برای اثبات اینکه بحران اقتصادی و فرهنگ به یک تغییر پایدار در ذائقه فرهنگی منجر شده، باید تغییرات واقعی در رفتار مصرف‌کنندگان اندازه‌گیری شود.

برای مثال، کاهش فروش کتاب به‌تنهایی کافی نیست. باید مشخص شود آیا مخاطب از کتاب فاصله گرفته یا فقط شیوه دسترسی خود را تغییر داده است. کاهش فروش سینما نیز به‌تنهایی نمی‌تواند ثابت کند که مخاطب سرگرمی را کنار گذاشته؛ زیرا ممکن است بخشی از تقاضا به گزینه‌های خانگی یا دیجیتال منتقل شده باشد.

به همین دلیل، پاسخ دقیق به پرسش اصلی نیازمند مجموعه‌ای از داده‌ها شامل هزینه فرهنگی خانوار به تفکیک دهک، فروش کتاب، تعداد مخاطبان سینما و تئاتر، هزینه سفر، میزان مصرف موسیقی و محتوای دیجیتال و سهم پرداخت برای سرگرمی است.

چشم‌انداز اقتصاد فرهنگ در ایران

اگر فشار بر درآمد واقعی خانوار ادامه پیدا کند، بحران اقتصادی و فرهنگ احتمالا در آینده بیشتر از مسیر تغییر ترکیب مصرف خود را نشان خواهد داد تا حذف کامل فرهنگ از زندگی خانوار.

ممکن است برخی هزینه‌های فرهنگی گران‌تر کاهش یابد، اما مصرف محصولات ارزان‌تر یا دیجیتال افزایش پیدا کند. ممکن است خانوار تعداد دفعات حضور در سینما یا سفر را کم کند، اما همچنان بخشی از درآمد خود را برای یک تجربه فرهنگی خاص اختصاص دهد.

در چنین شرایطی، صنعت فرهنگ با مصرف‌کننده‌ای مواجه خواهد شد که نسبت به قیمت حساس‌تر است و درباره ارزش دریافت‌شده در برابر پول پرداختی تصمیم دقیق‌تری می‌گیرد. بنابراین، اقتصاد فرهنگ در ایران در صورت تداوم فشار تورمی با یک مسئله دوگانه حفظ دسترسی مخاطب و حفظ توان اقتصادی تولیدکننده روبه‌رو خواهد بود.

در مجموع بحران اقتصادی و فرهنگ در ایران را نمی‌توان صرفا با کاهش فروش یک کتاب، افت تعداد بلیت‌های سینما یا حذف یک سفر فرهنگی توضیح داد. مسئله اصلی، تغییر در اولویت‌های اقتصادی خانوار است؛ تغییری که از افزایش هزینه‌های ضروری آغاز می‌شود و می‌تواند به مخارج فرهنگی و سرگرمی نیز سرایت کند.

داده‌های موجود نشان می‌دهد فشار تورمی در سال ۲۰۲۶ به سطح بالایی رسیده و خانوارها برای مدیریت هزینه‌های خود ناچار به حذف یا کاهش برخی اقلام شده‌اند.

در عین حال هنوز نمی‌توان با قطعیت اعلام کرد که بحران اقتصادی و فرهنگ به تغییر پایدار ذائقه فرهنگی ایرانیان منجر شده است. برای چنین نتیجه‌ای باید داده‌های مصرف فرهنگی سال ۲۰۲۶ به‌صورت دقیق‌تر منتشر و با سال‌های قبل مقایسه شود.

با این حال، یک مسیر برای بررسی آینده روشن است: اگر کاهش قدرت خرید ادامه پیدا کند، رقابت میان محصولات فرهنگی برای جذب مخاطب شدیدتر خواهد شد و قیمت، دسترسی، نوع محتوا و امکان مصرف دیجیتال اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.

در نهایت، بحران اقتصادی و فرهنگ ممکن است نه به معنای حذف فرهنگ از زندگی ایرانیان، بلکه به معنای تغییر شیوه دسترسی، انتخاب و پرداخت برای فرهنگ باشد. همین تغییر، نقطه‌ای است که می‌تواند در سال‌های آینده مرز میان مصرف فرهنگی و قدرت خرید فرهنگی را بیش از گذشته به یکدیگر گره بزند.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=71345
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه